محمد مفيد مستوفى بافقى

22

جامع مفيدى ( فارسى )

فرمود كه ما و شما را برحسب حديث حضرت نبوى عمل ميبايد نمود . و ديگر فرمود رحمت بر آن اميرى كه درويشى را پرسه نمايد . باقى اختيار با شماست . چون فرستاده مراجعت كرده جواب آن‌جناب را به خدمت خاقان جهان رسانيد آن پادشاه سرافراز عزيمت دريافت صحبت حضرت كرامت منزلت نمود . و بعد از شرف مجالست به منزل همايون مراجعت نموده روز ديگر ترتيب ضيافت فرمود و خواص ارباب فضل و كمال را حاضر گردانيده آن حضرت را به آن ضيافت تكليف نمود . آن حضرت فرمود ، شعر : نعمت اللّه را اگر خواهى كه مهمانى كنى * سفره‌اى گرد جهان سر تا بسر بايد كشيد ور به قدر همتش سازى سراى مختصر * چار ديوارى بهفت اقليم در بايد كشيد و بمجلس پادشاهى تشريف برده پادشاه عاليجاه در اعزاز و احترام آن حضرت دقيقه‌اى فروگذاشت نكرد . و چون به منزل خود مراجعت كرد ، روزىچند با اهل سمرقند صحبت داشته [ 18 ب ] از كثرت خلايق دلگير گرديده ، ميل سير كوهستان سمرقند فرمود . و گذرش بر كوه مالك داد واقع شده در چلهء زمستان كه هيچ شيرى را در منازل آن كوه پرخطر ياراى گذر نبود اربعينى داشت و هر شب ببرف افطار فرمود . و بر ضماير مرآت نظاير ديده‌وران دوربين و رازداران مكامن فريقين كه غيب‌نمايان استار الهام و پرده‌گشايان اسرار عناصراند مخفى و مستور نماند كه در همان كتاب تصنيف مولانا صنع اللّه نعمت اللهى مسطور است كه آن حضرت سه اربعين در آن زمستان در آن كوه داشته ، و مغاره‌اى در آن‌مكان ترتيب داده كه گنجايش جلوس چهل كس داشت . و تختى از قديم الايام در آن حوالى بود . بعد از اربعينات از روى جذبه پاى بر گوشهء آن تخت چنان زد كه چهار انگشت فرورفت ؛ و تاكنون نشان قدم آن حضرت در آن سنگ باقى است . و صاحب